غزلیات

شمارهٔ ۱۹۰ وحشی بافقی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دوش اندک شکوه‌ای از یار می‌بایست کرد

و ز پی آن گریه‌ای بسیار می‌بایست کرد

۱

حال خود گر عرض می‌کردم به این سوز و گداز

چارهٔ کار منش ناچار می‌بایست کرد

۲

بعد عمری کامدی یک لحظه می‌بایست‌بود

پرسش حال من بیمار می‌بایست کرد

۳

امتحان ناکرده خواندی غیر را در بزم خاص

چند روزی چون منش آزار می‌بایست کرد

۴

رفتن از مجلس بدین صورت چه معنی داشت دوش

رنجشی گر داشتی اظهار می‌بایست کرد

۵

تا شود ظاهر که نام ما نرفت از یاد دوست

یاد ما در نامه‌ای یک بار می‌بایست کرد

۶

کار خود بد کردم از عرض محبت پیش یار

خود غلط کردم چرا این کار می‌بایست کرد

۷

شب که می‌بردند مست از بزم آن بدخو مرا

هر چه دل می‌خواست با اغیار می‌بایست کرد

۸

اینکه وحشی را زدی بر دار کم لطفی نبود

اولش بسیار منت دار می‌بایست کرد

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می‌بایست کردقافیه: ـار۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • ردیف بلند (سه واژه یا بیشتر)

پایان مصرع‌ها

  1. کردکرد
  2. گدازکرد
  3. می‌بایست‌بودکرد
  4. خاصکرد
  5. دوشکرد
  6. دوستکرد
  7. یارکرد
  8. مراکرد
  9. نبودکرد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ وحشی بافقی

۶۵۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳۹۷ شعر) قرار دارد.