بخش
غزلیات وحشی بافقی
این بخش از «دیوان اشعار» وحشی بافقی است و ۳۹۷ مورد منتشرشده دارد (غزل ۳۹۷).
- مورد منتشرشده
- ۳۹۷
- صفحه
- ۲۵
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱۴۵شمارهٔ ۱۴۵دوش در کویی عجب بی لطفیی در کار بودتیغ در دست تغافل سخت بی زنهار بودخواندن غزل ‹
- ۱۴۶شمارهٔ ۱۴۶با غیر دوش اینهمه گردیدنش چه بودو ز زهر چشم جانب ما دیدنش چه بودخواندن غزل ‹
- ۱۴۷شمارهٔ ۱۴۷چون تو مستغنی ز دل بودی دل آرایی چه بودبر دل و جان ناز را چندین تقاضایی چه بودخواندن غزل ‹
- ۱۴۸شمارهٔ ۱۴۸چندین عنایت از پی چندین جفا چه بودتغییر طور خویش چرا مدعا چه بودخواندن غزل ‹
- ۱۴۹شمارهٔ ۱۴۹دوش از عربده یک مرتبه باز آمده بودچشم پر عربدهاش بر سر ناز آمده بودخواندن غزل ‹
- ۱۵۰شمارهٔ ۱۵۰زان عهد یاد باد که از ما به کین نبودبودش گمان مهر وهنوزش یقین نبودخواندن غزل ‹
- ۱۵۱شمارهٔ ۱۵۱هر دلی کز عشق جان شعله اندوزش نبودگر سراپا آتش سوزنده شد سوزش نبودخواندن غزل ‹
- ۱۵۲شمارهٔ ۱۵۲یک ره سؤال کن گنه بیگناه خودزین چشم پر تغافل اندک گناه خودخواندن غزل ‹
- ۱۵۳شمارهٔ ۱۵۳مرا وصلی نمیباید من و هجر و ملال خودصلا زن هر که را خواهی تو دانی و وصال خودخواندن غزل ‹
- ۱۵۴شمارهٔ ۱۵۴نیازی کز هوس خیزد کدامش آبرو باشدنیاز بلهوس همچون نماز بیوضو باشدخواندن غزل ‹
- ۱۵۵شمارهٔ ۱۵۵ترسم در این دلهای شب از سینه آهی سرزندبرقی ز دل بیرون جهد آتش به جایی درزندخواندن غزل ‹
- ۱۵۶شمارهٔ ۱۵۶بتان که اهل تعلق به قید شان بندندغریب سخت دلی چند سست پیوندندخواندن غزل ‹
- ۱۵۷شمارهٔ ۱۵۷لب بجنبان که سر تنگ شکر بگشایدشکرستان ترا قفل ز در بگشایدخواندن غزل ‹
- ۱۵۸شمارهٔ ۱۵۸خرم دل آن کس که ز بستان تو آیدگل در بغل از گشت گلستان تو آیدخواندن غزل ‹
- ۱۵۹شمارهٔ ۱۵۹نزدیک ما سگان درت جا نمیکنندمردم چه احتراز که از ما نمیکنندخواندن غزل ‹
- ۱۶۰شمارهٔ ۱۶۰گر دیده به دریوزهٔ دیدار نیایددل در نظر یار چنین خوار نیایدخواندن غزل ‹
