بخش
غزلیات وحشی بافقی
این بخش از «دیوان اشعار» وحشی بافقی است و ۳۹۷ مورد منتشرشده دارد (غزل ۳۹۷).
- مورد منتشرشده
- ۳۹۷
- صفحه
- ۲۵
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۳۳۷شمارهٔ ۳۳۷ای اجل از قید زندان غمم آزاد کنسعی دارد محنت هجران تو هم امداد کنخواندن غزل ‹
- ۳۳۸شمارهٔ ۳۳۸نوبهار آمد ولی بیدوستان در بوستانآتشین میلیست در چشمم نهال ارغوانخواندن غزل ‹
- ۳۳۹شمارهٔ ۳۳۹فراغت بایدت جا در سر کوی قناعت کنسر کوی قناعت گیر تا باشی فراغت کنخواندن غزل ‹
- ۳۴۰شمارهٔ ۳۴۰ما را میازار اینهمه چندین جفا بر ما مکنآغاز عشق است ای پسر اینها مکن اینها مکنخواندن غزل ‹
- ۳۴۱شمارهٔ ۳۴۱زین سان که تند میگذرد خوشخرام منکی ملتفت شود به جواب سلام منخواندن غزل ‹
- ۳۴۲شمارهٔ ۳۴۲به دست آور بتی جان بخش و عیش جاودانی کنحیات خضر خواهی فکر آب زندگانی کنخواندن غزل ‹
- ۳۴۳شمارهٔ ۳۴۳گهی از بزم بر میخیز و طرف بام جا میکنزکات بزم عشرت عشوهای در کار ما میکنخواندن غزل ‹
- ۳۴۴شمارهٔ ۳۴۴مییابم از خود حسرتی باز از فراق کیست اینآمادهٔ سد گریهام از اشتیاق کیست اینخواندن غزل ‹
- ۳۴۵شمارهٔ ۳۴۵ز کویت رخت بربستم نگاهی زاد راهم کنبه تقصیر عنایت یک تبسم عذر خواهم کنخواندن غزل ‹
- ۳۴۶شمارهٔ ۳۴۶ای که دل بردی ز دلدار من آزارش مکنآنچه او در کار من کردست در کارش مکنخواندن غزل ‹
- ۳۴۷شمارهٔ ۳۴۷تو پاک دامن نوگلی، من بلبل نالان توپاک از همه آلایشی عشق من و دامان توخواندن غزل ‹
- ۳۴۸شمارهٔ ۳۴۸دلا عزم سفر دارم از آن در گفتم آگه شواگر با من رفیقی میروم آمادهٔ ره شوخواندن غزل ‹
- ۳۴۹شمارهٔ ۳۴۹آمده نو به شحنگی در دلم آرزوی تومنصب پاسبانیم داده به گرد کوی توخواندن غزل ‹
- ۳۵۰شمارهٔ ۳۵۰یک بار نباشد که نیازردهام از تودر حیرتم از خود که چه خوش کردهام از توخواندن غزل ‹
- ۳۵۱شمارهٔ ۳۵۱ترسم جنون غالب شود طغیان کند سودای توطوقم به گردن برنهد عشق جنون فرمای توخواندن غزل ‹
- ۳۵۲شمارهٔ ۳۵۲گرچه کردم ذوقها از آشناییهای اوانتقام از من کشید آخر جداییهای اوخواندن غزل ‹
