غزلیات

شمارهٔ ۳۴۷ وحشی بافقی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

تو پاک دامن نوگلی، من بلبل نالان تو

پاک از همه آلایشی عشق من و دامان تو

۱

زینسان متاز ای سنگدل ترسم بلغزد توسن‌ات

کز خون ناحق‌کشتگان، گِل شد سر میدان تو

۲

از جا بجنبد لشکری کز فتنه عالم پُر شود

گر غمزه را فرمان دهد، جنبیدن مژگان تو

۳

تو خوش بیا جولان‌کنان، گو جان ما بر باد رو

ای خاک جان عالمی در عرصه‌ی جولان تو

۴

سهل است قتل عالمی، بنشین تو و نظاره کن

کز عهد می‌آید برون، یک دیدن پنهان تو

۵

بر دل اگر خنجر خورد، بر دیده گر نشتر خلد

آگه نگردم بس که شد، چشم و دلم حیران تو

۶

وحشی چه پرهیزی برو! خود را بزن بر تیغ او

آخر تو را چون می‌کشد این درد بی درمان تو

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: توقافیه: ـان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«تو» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. توتو
  2. توسن‌اتتو
  3. شودتو
  4. روتو
  5. کنتو
  6. خلدتو
  7. اوتو

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ وحشی بافقی

۶۵۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳۹۷ شعر) قرار دارد.