غزلیاتشمارهٔ ۳۵۰ وحشی بافقیشاعروحشی بافقیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویرییک بار نباشد که نیازردهام از تودر حیرتم از خود که چه خوش کردهام از تو۱خواهم که حریفی چو تو خوبت بچشاندته ماندهٔ این رطل که من خوردهام از تو۲این میوه که آلوده به زهرم لب و دنداننوباوهٔ شاخیست که پروردهام از تو۳سد پردهٔ خون گشت بر عقدهٔ غم خشکدل مردهتر از غنچهٔ پژمردهام از تو۴چون وحشی اگر عمر بود بر تو فشاندمجانی که به نزدیک لب آوردهام از تو۵