غزلیات

شمارهٔ ۳۹۷ وحشی بافقی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای مرغ سحر! حسرت بستان که داری؟

این ناله به اندازهٔ حرمان که داری؟

۱

ای خشک‌لب بادیه! این سوزِ جگرتاب

در آرزوی چشمهٔ حیوان که داری؟

۲

ای پای طلب این همه خون بسته جراحت

از زخم مغیلان بیابان که داری؟

۳

پژمرده شد ای زردگیا! برگِ امیدت

امید نم از چشمهٔ حیوان که داری؟

۴

ای شعلهٔ افروخته! این جان پر آتش

تیز از اثر جنبش دامان که داری؟

۵

ما خود همه دانند که از تیر که نالیم

این ناله، تو از تیزی مژگان که داری؟

۶

وحشی سخنان تو عجب سینه‌گداز است

این گرمی طبع از تَفِ پنهان که داری؟

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: که داریقافیه: ـان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«که داری» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. داریداری
  2. جگرتابداری
  3. جراحتداری
  4. امیدتداری
  5. آتشداری
  6. نالیمداری
  7. استداری

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ وحشی بافقی

۶۵۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳۹۷ شعر) قرار دارد.