غزلیات

شمارهٔ ۳۱۵ وحشی بافقی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

کاری مکن که رخصت آه سحر دهم

وین تند باد را به چراغ تو سردهم

۱

آبم ز جوی تیغ تغافل مده ، مباد

نخلی شوم که خنجر الماس بردهم

۲

سیلی ز دیده خواهدم آمد دل شبی

اولیتر آنکه من همه کس را خبر دهم

۳

کشتی نوح چیست چو توفان گریه شد

هرتخته زان سفینه به موجی دگر دهم

۴

لرزد دلم که خانه حسنت کند سیاه

گر اندک اختیار به دود جگر دهم

۵

افسردگی بس است که باد خزان شود

آه ار به بوستان جمال تو سر دهم

۶

بیداد کیش من متنبه نمی‌شود

وحشی من این ندای عبث چند دردهم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـدهم۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. دهمسردهم
  2. مبادبردهم
  3. شبیدهم
  4. شددهم
  5. سیاهدهم
  6. شوددهم
  7. نمی‌شوددردهم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ وحشی بافقی

۶۵۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳۹۷ شعر) قرار دارد.