غزلیاتشمارهٔ ۳۱۹ وحشی بافقیشاعروحشی بافقیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویرییک همدم و همنفس ندارممیمیرم و هیچ کس ندارم۱گویند بگیر دامن وصلمیخواهم و دسترس ندارم۲دارم هوس و نمیدهد دستآن نیست که این هوس ندارم۳گفتی گلهای ز ما نداریدارم گله از تو پس ندارم۴وحشی نروم به خواب راحتتا تکیه به خار و خس ندارم۵