قطعاتشمارهٔ ۱ - در ستایش یکی از حاکمان شرع وحشی بافقیشاعروحشی بافقیمجموعهقطعاتقالبقطعهوزنمفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریای داده سپهر شرع را نوراز پرتو رأی عالم آرا۱ناهید ز مطربی کشد دستگر نهی تو بر فلک نهد پا۲از دست تو کلک معجز آثارهم خاصیت عصای موسا۳دمساز کلام جان فزایتبا معجزه دم مسیحا۴از تقویت شریعت تومتقن همه جا بنای تقوا۵از حکم توچرخ کی کشد سراو راست مگر دو سر چو جوزا۶از تهمت نقص و وصمت عیبحکم تو چو ذات تو مبرا۷از نسبت پستی و تنزلطبع تو چو قدر تو معرا۸در ضابطه مسائل نحوآن نظم که کرده طبعت انشا۹کس در عرب و عجم نظیرشنشنیده به هیچ نحو از انحا۱۰تا نظم ترا ز بر کند چرخبرداشته سبحه ثریا۱۱افتاده مرا قضیهای چنداندوه نتیجهٔ قضایا۱۲دردست فقیر کم بضاعتبود اندکی از متاع دنیا۱۳آنرا به مکاریی سپردماو رفته کنون به راه عقبا۱۴صادق نفسان گواه حالنددر صدق چو صبح بلکه افزا۱۵مگذار که این متاع بیقدرتاراج شود چو خوان یغما۱۶