کی تبسم دور از آن شیرین تکلم میکنم
زهر خند است این که پنداری تبسم میکنم
۱در میان اشک شادی گم شدم روز وصال
اینچنین روزی که دیدم خویش را گم میکنم
۲با من آواره مردم تا به کشتن همرهند
من نمیدانم چه بیراهی به مردم میکنم
۳چهره پرخاکستر از گلخن برون خواهم دوید
هر چه خواهد کوهکن تا من تظلم میکنم
۴تکیه بر محراب دارد عابد و زاهد به زهد
وحشی دردی کشم من تکیه بر خم میکنم
۵