هر خون که تو دادی چو می ناب کشیدیم
زهر تو به سد رغبت جلاب کشیدیم
۱این باب محبت همه اشکال دقیقست
ما زحمت بسیار در این باب کشیدیم
۲دوش از طرف بام کسی پرتو مه تافت
از ظلمت شب رخت به مهتاب کشیدیم
۳گر آهن بگداخته در بوتهٔ ما ریخت
گشتیم سراپا لب و چون آب کشیدیم
۴هر چند خسک بود از او در ته پهلو
در بستر از او محنت سنجاب کشیدیم
۵ای دیده به خوابی تو که با اینهمه تشویش
از غفلت این بخت گران خواب کشیدیم
۶وحشی نپسندند به پیمانهٔ دشمن
آن زهر که ما از کف احباب کشیدیم
۷