غزلیاتشمارهٔ ۲۹۲ وحشی بافقیشاعروحشی بافقیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریدور از چمن وصل یکی مرغ اسیرمترسم که شوی غافل و در دام بمیرم۱خواهم که شوم ازنظر لطف تو غایبهر چند که پر دردم و بسیار حقیرم۲گر آب فراموشی ازین بیشتر آیدترسم که فرو شوید از آن لوح ضمیرم۳جان کرد وداع تن و برخاست که وحشیبنشین تو که من در قدم موکب میرم۴