غزلیات

شمارهٔ ۲۵۲ وحشی بافقی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

بست زبان شِکوه‌ام، لب به سخن گشادنش

عذر عتاب گفتن و وعدهٔ وصل دادنش

۱

بود جهان، جهان‌فریب، از پی جان مضطرب

آمدن و گذشتن و رفتن و ایستادنش

۲

ناز دماند از زمین، فتنه فشاند از هوا

طرزِ خرام کردن و پا به زمین نهادنش

۳

جذب محبتش کشد، هست بهانه‌ای و بس

این همه تند گشتن و در پی من فتادنش

۴

وحشی اگر چنین بود، وضع زمانه بعد ازین

وای بر آن که باید از مادر دهر زادنش

۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـادنش۵ از ۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. گشادنشدادنش
  2. مضطربایستادنش
  3. هوانهادنش
  4. بسفتادنش
  5. ازینزادنش

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ وحشی بافقی

۶۵۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳۹۷ شعر) قرار دارد.