غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹ وحشی بافقی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به زیرِ لب حدیثِ تلخ کـآن بیدادگر دارد

بود زهری که بهرِ کشتنِ ما در شکر دارد

۱

بلای هجر و دردِ اشتیاقِ پیرِ کنعانی

کسی داند که چون یوسف عزیزی در سفر دارد

۲

ندارد اشتیاقِ وصلِ شیرین کوهکن ورنه

به ضربِ تیشه صد چون بیستون از پیش بردارد

۳

عتاب‌آلوده آمد باده در سر دست بر خنجر

کدامین بی‌گنه را می‌کشد دیگر چه سر دارد

۴

کسی دارد خبر از اشک و آهِ گرمِ من وحشی

که آتش در دل و داغِ ندامت بر جگر دارد

۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: داردقافیه: ـر۴ از ۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. دارددارد
  2. کنعانیدارد
  3. ورنهبردارد
  4. خنجردارد
  5. وحشیدارد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ وحشی بافقی

۶۵۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳۹۷ شعر) قرار دارد.