دلم امروز از آن لب هر زمان شکری دگر دارد
زبان کز شکوهام پر زهر بود اکنون شکر دارد
۱دگر راهِ کدامین کاروانِ صبر خواهد زد
که چشمش صد نگهبان در کمینگاهِ نظر دارد
۲به یک صحبت که با او داشت دل کز من بحل
بادا
دگر نامد ز من یادش بلی صحبت اثر دارد
۳دعاهای سحر گویند میدارد اثر آری
اثر میدارد اما کی شبِ عاشق سحر دارد
۴ز هر کس بیشتر مهرِ تو دارم وین دلیلم
بس
که هر کس را فزونتر مهر حسرت بیشتر
دارد
۵عجب نبود ز وحشی گریههای تلخِ ناکامی
که زهرآلوده پیکانهای حسرت بر جگر دارد
۶