غزلیات

شمارهٔ ۱۲۱ وحشی بافقی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

چشم او قصد عقل و دین دارد

لشکر فتنه در کمین دارد

۱

عالمی را کند مسخر خویش

هر که او لشکری چنین دارد

۲

مست و خنجر به دست می‌آید

آه با عاشقان چه کین دارد

۳

هیچکس را به جان مضایقه نیست

اگر آن شوخ قصد این دارد

۴

ساعد او مباد رنجه شود

داغ بر دست نازنین دارد

۵

هر کرا هست تحفه‌ای در دست

پیش جانان در آستین دارد

۶

نیم جانی‌ست تحفهٔ وحشی

چه کند بی‌نوا همین دارد

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: داردقافیه: ـین۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«دارد» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. دارددارد
  2. خویشدارد
  3. می‌آیددارد
  4. نیستدارد
  5. شوددارد
  6. دستدارد
  7. وحشیدارد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ وحشی بافقی

۶۵۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳۹۷ شعر) قرار دارد.