قطعاتشمارهٔ ۴۰ - وفا داری وحشی بافقیشاعروحشی بافقیمجموعهقطعاتقالبقطعهوزنفعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریرفت محیا شبی به خانه و دیدزن خود با غیاث بازاری۱گفت ای قحبه این چه اطوار استدیگران را به خانه میآری۲سخنی در جواب شوهر گفتکه از آن فهم شد وفاداری :۳چکنم کان نمیتوانی کردتو که سد من دل و شکم داری۴«اسب لاغر میان به کار آیدروز میدان نه گاو پرواری »۵