غزلیات

شمارهٔ ۱۱ وحشی بافقی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بار فراق بستم و ، جز پای خویش را

کردم وداع جملهٔ اعضای خویش را

۱

گویی هزار بند گران پاره می‌کنم

هر گام پای بادیه پیمای خویش را

۲

در زیر پای رفتنم الماس پاره ساخت

هجر تو سنگریزهٔ صحرای خویش را

۳

هر جا روم ز کوی تو سر بر زمین زنم

نفرین کنم ارادهٔ بیجای خویش را

۴

عمر ابد ز عهده نمی‌آیدش برون

نازم عقوبت شب یلدای خویش را

۵

وحشی مجال نطق تو در بزم وصل نیست

طی کن بساط عرض تمنای خویش را

۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: خویش راقافیه: ـای۶ از ۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«خویش را» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. رارا
  2. می‌کنمرا
  3. ساخترا
  4. زنمرا
  5. برونرا
  6. نیسترا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ وحشی بافقی

۶۵۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳۹۷ شعر) قرار دارد.