غزلیات

شمارهٔ ۲۲۴ وحشی بافقی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

آخر ای مغرور گاهی زیر پای خود نگر

زیر پای خود سر عجز گدای خود نگر

۱

این چه استغنا و ناز است ، این چه کبر و سرکشیست

حسبه‌لله به سوی مبتلای خود نگر

۲

چون خرامی غمزه را بنشان بر آن دنبال چشم

نیم کشته نازْ خلقی، بر قفای خود نگر

۳

این مَبین جانا که آسان پنجه صبرم شکست

زور بازوی غم مرد آزمای خود نگر

۴

باورت گر نیست از وحشی که می‌سوزد ز تو

چاک در جانش فکن داغ وفای خود نگر

۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: خود نگرقافیه: ـای۵ از ۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«خود نگر» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. نگرنگر
  2. سرکشیستنگر
  3. چشمنگر
  4. شکستنگر
  5. تونگر

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ وحشی بافقی

۶۵۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳۹۷ شعر) قرار دارد.