غزلیاتشمارهٔ ۳۰ وحشی بافقیشاعروحشی بافقیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریگهی از مهر یاد عاشق شیدا کند یا ربچو شیدایی ببیند هیچ یاد ما کند یا رب۱گرفتم کان مسافر نامه سوی من روان سازدچسان قاصد من گمنام را پیدا کند یا رب۲به آه و نالهٔ شبها اسیرم کرد و فارغ شدچرا با تیره روز خود کسی اینها کند یا رب۳به بازار جنون افتاد وحشی بی سر زلفشبد افتادست کارش، ترک این سودا کند یا رب۴