مژدهٔ وصل توام ساخته بیتاب امشب
نیست از شادی دیدار مرا خواب امشب
۱گریه بس کردهام ای جغد نشین فارغ بال
که خطر نیست در این خانه ز سیلاب امشب
۲دورم از خاک در یار و به مردن نزدیک
چون کنم چارهٔ من چیست در این باب امشب
۳بسکه در مجلس ما رفت سخن ز آتش شوق
نفسی گرم نشد دیدهٔ احباب امشب
۴شمع سان پرگهر اشک کناری دارم
وحشی از دوری آن گوهر سیراب امشب
۵