غزلیاتشمارهٔ ۳۷۸ وحشی بافقیشاعروحشی بافقیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریمن اندوهگین را قصد جان کردی ، نکو کردیرقیبان را به قتلم شادمان کردی ، نکو کردی۱به کنج کلبهٔ ویران غم نومیدم افکندیمرا با جغد محنت همزبان کردی ، نکو کردی۲ز کوی خویشتن راندی مرا از سنگ محرومیز دستت آنچه میآمد چنان کردی ، نکو کردی۳شدی از مهربانی دوست با اغیار و بد با منمرا آخر به کام دشمنان کردی ، نکو کردی۴چو وحشی راندهای از کوی خویشم آفرین برتومن سرگشته را بیخان و مان کردی، نکو کردی۵