غزلیات

شمارهٔ ۳۷۹ وحشی بافقی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

چه فروشدی به کلفت چه شدت چه حال داری

برو و بکش دو جامی که بسی ملال داری

۱

دل تست فارغ از غم که شراب عیش خوردی

تو به عیش کوش و مستی که فراغ بال داری

۲

تو نشسته در مقابل من و صد خیال باطل

که به عالم تخیل به که اتصال داری

۳

به کدام علم یارب به دل تو اندر آیم

که ببینم و بدانم که چه در خیال داری

۴

به ترشح عنایت غم باز مانده‌ای خور

تو که کاروان جانها به لب زلال داری

۵

چه خوش است از تو وحشی ز شراب عشق مستی

که نه خستهٔ فراقی نه غم وصال داری

۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: داریقافیه: ـال۶ از ۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. داریداری
  2. خوردیداری
  3. باطلداری
  4. آیمداری
  5. خورداری
  6. مستیداری

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ وحشی بافقی

۶۵۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳۹۷ شعر) قرار دارد.