سرت از غرور خوبی به کسی فرو نیاید
سر این غرور کردم که کمی درو نیاید
۱بحلی ز من اگر چه همه باد برد نامم
که کسی به کوی خوبان پی آبرو نیاید
۲دل رشک پرور من همه سوخت چون نسوزد
که بغیر داغ کاری ز تو تند خو نیاید
۳ز بلای چشم شوخت نگریختم ز خود هم
به نگاه کن سفارش که به جستجو نیاید
۴تو بگوی مردی است این به کجا رود اسیری
سر راه تو نگیرد به طواف کو نیاید
۵تو به من گذار وحشی که غم تو من بگویم
که تو در حجاب عشقی ز تو گفتگو نیاید
۶