غیاث الدین محمد منبع فیض
که ایزد در دو کونش محترم کرد
۱گل باغ سیادت کز رخش دهر
هزاران خنده بر باغ ارم کرد
۲پی آن تا قدم درره نهد پاک
کسی کو ره به اقلیم عدم کرد
۳بدانسان غسل گاهی ساخت کبش
ز غیرت چشم کوثر پر زنم کرد
۴فلک درپیش طاق عالی او
به سد اکرام پشت خویش خم کرد
۵ز موج لجه دریاچهاش باد
هزاران حلقه اندر گوش یم کرد
۶خوش آن پاکیزه رو کآنجا نهد رخت
شنا باید چو در بحر عدم کرد
۷پی تاریخ آن پاکیزه موضع
زمانه موضع پاکان رقم کرد
۸