یکی میل است با هر ذره رقاص
کشان هر ذره را تا مقصد خاص
۱رساند گلشنی را تا به گلشن
دواند گلخنی را تا به گلخن
۲اگر پویی ز اسفل تا به عالی
نبینی ذرهای زین میل خالی
۳ز آتش تا به باد از آب تا خاک
ز زیر ماه تا بالای افلاک
۴همین میل است اگر دانی ، همین میل
جنیبت در جنیبت ، خیل در خیل
۵سر این رشتههای پیچ در پیچ
همین میل است و باقی هیچ بر هیچ
۶از این میل است هر جنبش که بینی
به جسم آسمانی یا زمینی
۷همین میل است کآهن را درآموخت
که خود را برد و بر آهن ربا دوخت
۸همین میل آمد و با کاه پیوست
که محکم کار را بر کهرباست
۹به هر طبعی نهاده آرزویی
تک و پو داده هر یک را به سویی
۱۰برون آورده مجنون را مشوش
به لیلی داده زنجیرش که میکش
۱۱ز شیرین کوهکن را داده شیون
فکنده بیستون پیشش که میکن
۱۲ز تاب شمع گشته آتش افروز
زده پروانه را آتش که میسوز
۱۳ز گل بر بسته بلبل را پر و بال
شکسته خار در جانش که مینال
۱۴غرض کاین میل چون گردد قوی پی
شود عشق و درآید در رگ و پی
۱۵وجود عشق کش عالم طفیل است
ز استیلای قبض و بسط میل است
۱۶نبینی هیچ جز میلی در آغاز
ز اصل عشق اگر جویی نشان باز
۱۷اگر یک شعله در خود سد هزار است
به اصلش بازگردی یک شرار است
۱۸شراری باشد اول آتش انگیز
کز استیلاست آخر آتش تیز
۱۹تف این شعله ما را در جگر باد
از این آتش دل ما پر شرر باد
۲۰ازین آتش دل آن را که داغیست
اگر توفان شود او را فراغیست
۲۱کسی کش نیست این آتش فسردهست
سراپا گر همه جانست مردهست
۲۲اگر سد آب حیوان خورده باشی
چو عشقی در تو نبود مرده باشی
۲۳مدار زندگی بر چیست برعشق
رخ پایندگی در کیست در عشق
۲۴ز خود بگسل ولی زنهار زنهار
به عشق آویز و عشق از دست مگذار
۲۵به عین عشق آنکو دیدهور شد
همه عیب جهان پیشش هنر شد
۲۶هنر سنجی کند سنجیدهٔ عشق
نبیند عیب هرگز دیدهٔ عشق
۲۷