فرهاد و شیرین

بخش ۱۸ - حکایت وحشی بافقی

قالب
مثنوی
وزن
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

یکی صیاد مرغی بسته‌پر داشت

به بستان برد و بند از پاش برداشت

۱

زدندش طایران بوستانی

صلای رغبت هم‌آشیانی

۲

چو پر زد دید بال خویش بسته

عدوی خانه در پهلو نشسته

۳

برآورد از شکاف سینهٔ خویش

صفیری پرخراش از سینهٔ ریش

۴

که مرغی را چه ذوق از سرو شمشاد

که پروازش بود در دست صیاد

۵

قفس باشد ارم بر نغمه‌سازی

که بیند در کمین تاراج‌بازی

۶

شما کآزادگان شاخسارید

نشاط سرو و گل فرصت شمارید

۷

که صیاد مرا با من شماری‌ست

مرا هم در شکنج دام کاری‌ست

۸

دربارهٔ وحشی بافقی

۶۵۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ فرهاد و شیرین (۴۴ شعر) قرار دارد.