جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۷٬۰۰۰ نتیجه برای «نی» · صفحهٔ ۱۱۰ از ۲٬۲۵۰
- بخش ۸۷ - چاره اندیشیدن آن ماهی نیمعاقل و خود را مرده کردن جلال الدین محمد مولویکو سوی دریا شد و از غم عتیقفوت شد از من چنان نیکو رفیق
- بخش ۲۱ - حکایت آن مطرب کی در بزم امیر ترک این غزل آغاز کرد گلی یا سوسنی یا سرو یا ماهی نمیدانم ازین آشفتهٔ بیدل چه میخواهی نمیدانم و بانگ بر زدن ترک کی آن بگو کی میدانی و جواب مطرب امیر را جلال الدین محمد مولویاین عجب که نیستی از من جدامیندانم من کجاام تو کجا
- سی و ششم جلال الدین محمد مولویقیامتهای آن چشم سیاهشبپوشانید جانم را سیاهی
- بخش ۹۵ - حکایت دیدن خر هیزمفروش با نوایی اسپان تازی را بر آخر خاص و تمنا بردن آن دولت را در موعظهٔ آنک تمنا نباید بردن الا مغفرت و عنایت و هدایت کی اگر در صد لون رنجی چون لذت مغفرت بود همه شیرین شود باقی هر دولتی کی آن را ناآزموده تمنی میبری با آن رنجی قرینست کی آن را نمیبینی چنانک از هر دامی دانه پیدا بود و فخ پنهان تو درین یک دام ماندهای تمنی میبری کی کاشکی با آن دانهها رفتمی پنداری کی آن دانهها بیدامست جلال الدین محمد مولویجو کجا از کاه خشک او سیر نیدر عقب زخمی و سیخی آهنی
- بخش ۱۳۴ - معنی ما شاء الله کان یعنی خواست خواست او و رضا رضای او جویید از خشم دیگران و رد دیگران دلتنگ مباشید آن کان اگر چه لفظ ماضیست لیکن در فعل خدا ماضی و مستقبل نباشد کی لیس عند الله صباح و لا مساء جلال الدین محمد مولویآنگهان تنبل کنی جایز بودکانچ خواهی و آنچ گویی آن شود
- بخش ۸۶ - تدبیر کردن موش به چغز کی من نمیتوانم بر تو آمدن به وقت حاجت در آب میان ما وصلتی باید کی چون من بر لب جو آیم ترا توانم خبر کردن و تو چون بر سر سوراخ موشخانه آیی مرا توانی خبر کردن الی آخره جلال الدین محمد مولوینه به پنج آرام گیرد آن خمارکه در آن سرهاست نی پانصد هزار
- بخش ۱۳۷ - حکایت ماجرای نحوی و کشتیبان جلال الدین محمد مولویگفت هیچ از نحو خواندی گفت لاگفت نیم عمر تو شد در فنا
- بخش ۸ - گفتن زن کی او در بند جهاز نیست مراد او ستر و صلاحست و جواب گفتن صوفی این را سرپوشیده جلال الدین محمد مولویگفت گفتم من چنین عذری و اوگفت نه من نیستم اسباب جو
- بخش ۷۱ - تشبیه بند و دام قضا به صورت پنهان به اثر پیدا جلال الدین محمد مولویبینی اندر دلق مهتر زادهایسر برهنه در بلا افتادهای
- بخش ۹۴ - تشبیه کردن قطب کی عارف واصلست در اجری دادن خلق از قوت مغفرت و رحمت بر مراتبی کی حقش الهام دهد و تمثیل به شیر که دد اجری خوار و باقی خوار ویند بر مراتب قرب ایشان بشیر نه قرب مکانی بلک قرب صفتی و تفاصیل این بسیارست والله الهادی جلال الدین محمد مولویتا توانی در رضای قطب کوشتا قوی گردد کند صید وحوش
- بخش ۵۵ - دعوی کردن ترک و گرو بستن او کی درزی از من چیزی نتواند بردن جلال الدین محمد مولویگفت من ضامن که با صد اضطراباو نیارد برد پیشم رشتهتاب
- بخش ۶۸ - نومید شدن آن پادشاه از یافتن آن گنج و ملول شدن او از طلب آن جلال الدین محمد مولویگفت گیر این رقعه کش آثار نیستتو بدین اولیتری کت کار نیست
