جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۱٬۱۲۹ از ۱٬۵۰۱
- بخش ۱۳۴ - معنی ما شاء الله کان یعنی خواست خواست او و رضا رضای او جویید از خشم دیگران و رد دیگران دلتنگ مباشید آن کان اگر چه لفظ ماضیست لیکن در فعل خدا ماضی و مستقبل نباشد کی لیس عند الله صباح و لا مساء جلال الدین محمد مولویبلک تحریضست بر اخلاص و جدکه در آن خدمت فزون شو مستعد
- بخش ۱۲۵ - حکایت آن گاو کی تنها در جزیرهایست بزرگ، حق تعالی آن جزیرهٔ بزرگ را پر کند از نبات و ریاحین کی علفِ گاو باشد. تا به شب آن گاو همه را بخورَد و فربه شود چون کوه پارهای. چون شب شود خوابش نبرَد از غصه و خوف کی همه صحرا را چریدم فردا چه خورم تا ازین غصه لاغر شود. همچون خلال روز برخیزد همه صحرا را سبزتر و انبوهتر بیند از دی؛ باز بخورَد و فربه شود باز شبش همان غم بگیرد سالهاست کی او همچنین میبیند و اعتماد نمیکند جلال الدین محمد مولوییک جزیرهٔ سبز هست اندر جهاناندرو گاویست تنها خوشدهان
- بخش ۸۲ - مثل جلال الدین محمد مولویورنه کی اندر فتادی او به داممکر اندر آدمی باشد تمام
- بخش ۱۹ - در آمدن ضریر در خانهٔ مصطفی علیهالسلام و گریختن عایشه رضی الله عنها از پیش ضریر و گفتن رسول علیهالسلام کی چه میگریزی او ترا نمیبیند و جواب دادن عایشه رضی الله عنها رسول را صلی الله علیه و سلم جلال الدین محمد مولویکه در افکندم به کیوان گوی رادر کشید ای اختران هم روی را
- سیوچهارم جلال الدین محمد مولویبسی دیدم درختی رسته از خاککی دید از خاک رسته آسمانی؟!
- بخش ۱۲۰ - رجوع کردن به قصهٔ آن شخص کی به او گنج نشان دادند به مصر و بیان تضرع او از درویشی به حضرت حق جلال الدین محمد مولویگفت شب بیرون روم من نرم نرمتا ز ظلمت نایدم در کِدیه شرم
- بخش ۳۶ - عتاب کردن حق تعالی موسی را علیه السلام از بهر آن شبان جلال الدین محمد مولویمن نکردم امر تا سودی کنمبَلکه تا بر بندگان جودی کنم
- بخش ۱۲۸ - تعیین کردن زن طریق طلب روزی کدخدای خود را و قبول کردن او جلال الدین محمد مولویپس گواهی بایدم بر مفلسیتا مرا رحمی کند شاه غنی
- بخش ۲۳ - حکایت آن اعرابی کی سگ او از گرسنگی میمرد و انبان او پر نان و بر سگ نوحه میکرد و شعر میگفت و میگریست و سر و رو میزد و دریغش میآمد لقمهای از انبان به سگ دادن جلال الدین محمد مولویروز صیادم بد و شب پاسبانتیزچشم و صیدگیر و دزدران
- بخش ۱۳۵ - خطاب حق تعالی به عزرائیل علیهالسلام کی ترا رحم بر کی بیشتر آمد ازین خلایق کی جانشان قبض کردی و جواب دادن عزرائیل حضرت را جلال الدین محمد مولویچون ز مادر بسکلیدم طفل راخود تو میدانی چه تلخ آمد مرا
- بخش ۳۰ - سبب هجرت ابراهیم ادهم قدس الله سره و ترک ملک خراسان جلال الدین محمد مولویما همه اجزای آدم بودهایمدر بهشت آن لحنها بشنودهایم
- بخش ۱۲ - بقیهٔ داستان رفتن خواجه به دعوت روستایی سوی ده جلال الدین محمد مولویبهر گندم تخم باطل کاشتیدو آن رسول حق را بگذاشتید
