جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۷۱ نتیجه برای «پای» با فیلتر وحشی بافقی · صفحهٔ ۱۲ از ۱۵
- در گلهگزاری و ستایش وحشی بافقیچون که تعریف آن به جای آردنظر از جمع زیر پای آرد
- بخش ۳۸ - در بیان وصل و هجران نکویان و رفتن شیرین به تماشای بیستون وحشی بافقیبه کوه این نامراد سنگ فرسایبه نقش پای شیرین چشم تر سای
- شمارهٔ ۴ - پناه جهان وحشی بافقیزهی پایه چتر اقبال توز فرط بلندی برون از جهات
- شمارهٔ ۸ - ده بافق وحشی بافقیایا آفتاب معلا جنابکه از سایهات آسمان پایه جوست
- رباعی شمارهٔ ۱۸ وحشی بافقیجرم است سراپای من خاک نهادلیکن بودم به عفو او خاطر شاد
- رباعی شمارهٔ ۶۰ وحشی بافقیای رفعت و شان فروترین پایه توخوبی یکی از هزار پیرایهٔ تو
- شمارهٔ ۲۲۷ وحشی بافقیپایه آن یافت که گردید مجرد ز همههست آری به فلک رفتن عیسا مشهور
- شمارهٔ ۳۸۵ وحشی بافقیمجو پایان دریای محبتکه گردی غرق و آنرا حد نبینی
- شمارهٔ ۶ وحشی بافقینه دستی داشتم بر سر، نه پایی داشتم در گلبه دست خویش کردم اینچنین بی دست و پا خود را
- شمارهٔ ۸ وحشی بافقیخیز و به ناز جلوه ده قامت دلنواز راچون قد خود بلند کن پایهٔ قدر ناز را
- شمارهٔ ۱۵۳ وحشی بافقیچه یاری خوب پیدا کرد نزدیکست کز غصهبه دست خود کنم این چشم و سازم پایمال خود
- شمارهٔ ۲۶۶ وحشی بافقیگشته پایم راز دار طول و عرض کوچهایچشم را جاسوس راه انتظاری کرده ام
