جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶۶۱ نتیجه برای «بد» با فیلتر سایر قالبها · صفحهٔ ۱۳ از ۵۶
- حکایت شمارهٔ ۱۱ سعدی شیرازیمنجّمی به خانه در آمد، یکی مردِ بیگانه را دید با زنِ او به هم نشسته. دشنام و سقط گفت و فتنه و آشوب خاست. صاحبدلی که بر این واقف بود، گفت:
- حکایت شمارهٔ ۱۲ سعدی شیرازیگفت: اگر از مهرویان به سلامت بماند از بدگویان نماند.
- حکایت شمارهٔ ۱۲ سعدی شیرازیشبی در بیابانِ مکّه از بیخوابی پایِ رفتنم نماند؛ سر بنهادم و شتربان را گفتم: دست از من بدار.
- حکایت شمارهٔ ۱۴ سعدی شیرازیناخوشآوازی به بانگِ بلند قرآن همیخواند. صاحبدلی بر او بگذشت، گفت: تو را مُشاهره چند است؟ گفت: هیچ. گفت: پس این زحمتِ خود چندین چرا همیدهی؟ گفت: از بهرِ خدا میخوانم. گفت: از بهر خدا مخوان.
- حکایت شمارهٔ ۱۵ سعدی شیرازیوه که هر گه که سبزه در بستانبدمیدی چه خوش شدی دل من
- حکایت شمارهٔ ۱۸ سعدی شیرازیعابدی را پادشاهی طلب کرد.
- حکمت شمارهٔ ۲۰ سعدی شیرازیدر خاک بیلقان برسیدم به عابدیگفتم: مرا به تربیت از جهل پاک کن
- حکایت شمارهٔ ۲۲ سعدی شیرازیعابدی را حکایت کنند که شبی ده مَن طعام بخوردی و تا سحر خَتْمی در نماز بکردی.
- حکایت شمارهٔ ۲۴ سعدی شیرازیدست و پابریدهای هزارپایی بکُشت. صاحبدلی بر او گذر کرد و گفت: سُبْحٰانَالله! با هزار پایْ که داشت چون اجلش فرا رسید از بیدستوپایی گریختن نتوانست.
- حکایت شمارهٔ ۲۴ سعدی شیرازیتو نیکو روِش باش تا بَدسگالبه نقصِ تو گفتن نیابد مَجال
- شمارهٔ ۲۴ سعدی شیرازیچنان خوب رویی بدان دلرباییدریغت نیاید به هر کس نمایی
- شمارهٔ ۲۶ سعدی شیرازیدر گرگ نگه مکن که بزغاله بردیک روز ببینی که پلنگش بدرد
