جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۷۶۱ نتیجه برای «آمد» · صفحهٔ ۱۳۴ از ۶۴۷
- بخش ۳۹ - کژ ماندن دهان آن مرد کی نام محمّد را صلیالله علیه و سلّم بتَسخر خواند جلال الدین محمد مولویباز آمد کای محمّد عفو کنای ترا الطاف و علمِ مِن لَدُن
- بخش ۲۴ - در بیان آنک هیچ چشم بدی آدمی را چنان مهلک نیست کی چشم پسند خویشتن مگر کی چشم او مبدل شده باشد به نور حق که بی یسمع و بی یبصر و خویشتن او بیخویشتن شده جلال الدین محمد مولویلیک آمد عصمتی دامنکشانوین که لغزیدی بد از بهر نشان
- بخش ۹۴ - یک درخت شدن آن هفت درخت جلال الدین محمد مولویآمد الهام خدا کای بافروزمی عجب داری ز کار ما هنوز
- بخش ۳۶ - در آمدن مصطفی علیهالسلام از بهر عیادت هلال در ستورگاه آن امیر و نواختن مصطفی هلال را رضی الله عنه جلال الدین محمد مولویرفت پیغامبر به رغبت بهر اواندر آخر وآمد اندر جست و جو
- بخش ۱۳ - عذر خواستن آن عاشق از گناه خویش به تلبیس و روی پوش و فهم کردن معشوق آن را نیز جلال الدین محمد مولویگر شدم در راه حرمت راهزنآمدم ای مه به شمشیر و کفن
- بخش ۸۲ - سؤال کردن رسول روم از عمر رضیالله عنه از سبب ابتلای ارواح با این آب و گل جسم جلال الدین محمد مولویگر ترشرو بودن آمد شکر و بسپس چو سرکه شکرگویی نیست کس
- بخش ۲۸ - حکایت جلال الدین محمد مولویهر که میآمد بگفتا نیست اینهین در آ خواجه در آن گوشه نشین
- بخش ۱۰۹ - در بیان آنک نقض عهد و توبه موجب بلا بود بلک موجب مسخ است چنانک در حق اصحاب سبت و در حق اصحاب مایدهٔ عیسی و جعل منهم القردة و الخنازیر و اندرین امت مسخ دل باشد و به قیامت تن را صورت دل دهند نعوذ بالله جلال الدین محمد مولوینقض توبه و عهد آن اصحاب سبتموجب مسخ آمد و اهلاک و مقت
- بخش ۷ - بسته شدن تقریر معنی حکایت به سبب میل مستمع به استماع ظاهر صورت حکایت جلال الدین محمد مولویلازم آمد باز رفتن زین مقالسوی آن افسانه بهر وصف حال
- بخش ۶۰ - در وهم افکندن کودکان اوستاد را جلال الدین محمد مولویروز گشت و آمدند آن کودکانبر همین فکرت ز خانه تا دکان
- بخش ۳۷ - چاره کردن سلیمان علیهالسلام در احضار تخت بلقیس از سبا جلال الدین محمد مولویحاضر آمد تخت بلقیس آن زمانلیک ز آصف نه از فن عفریتیان
- بخش ۳۰ - جمع آمدن عمران به مادر موسی و حامله شدن مادر موسی علیهالسلام جلال الدین محمد مولویشب برفت و او بر آن درگاه خفتنیمشب آمد پی دیدنش جفت
