جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۱٬۳۵۸ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۳ جلال الدین محمد مولویبر تو زیانی کی شود از تو عدم گر شیء شودمعدوم یابد خلعتی گیرد ز هستی رایتی
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۴ جلال الدین محمد مولویشیرین کنی هر شور را حاضر کنی هر دور راپرده نباشی نور را گر چون فلک نُهتو شوی
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۵ جلال الدین محمد مولوینعمت تن خام کند محنت تن رام کندمحنت دین تا نکشی دولت ایمان نبری
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۷ جلال الدین محمد مولویای تو چو خورشید ولی نی چو تفش داغکنیای چو صبا بالُطُفی نی چو صبا خیرهدوی
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۲ جلال الدین محمد مولویسر ز خرد تافتهام عقل دگر یافتهامعقل جهان یک سری و عقل نهانی دوسری
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۸ جلال الدین محمد مولوینیست به جز دوام جان ز اهل دلان روایتیراحتهای عشق را نیست چو عشق غایتی
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۸ جلال الدین محمد مولویاز رحموت گشتهای در رهبوت رفتهایتا دم مهر نشنوی تا سوی دوست ننگری
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۶ جلال الدین محمد مولویپیش کشیی آن کمان هر کس میکند زهیبهر قدوم تیر تو رقعه دل نشانهای
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۱ جلال الدین محمد مولویبیا چون ما شو ای مه رو نه نعمت جو نه دولت جوگر ابلیس این چنین بودی شه و صاحب علم بودی
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۳ جلال الدین محمد مولویاز آن چشم سیاه او وزان زلف سه تاه اوالا ای اهل هندستان بیاموزید هندویی
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۸ جلال الدین محمد مولویاگر امروز دلدارم کند چون دوش بدمستیدرافتد در جهان غوغا درافتد شور در هستی
- غزل شمارهٔ ۲۵۲۰ جلال الدین محمد مولویاگر امر تصوموا را نگهداری به امر رببه هر یا رب که میگویی تو لبیکت دوباره ستی
