طوطی و طوطی بچهای قند به صد ناز خوری
از شکرستان ازل آمدهای بازپری
۱قند تو فرخنده بود خاصه که در خنده بود
بزم ز آغاز نهم چون تو به آغاز دری
۲ای طربستان ابد ای شکرستان احد
هم طرب اندر طربی هم شکر اندر شکری
۳یوسف اندر تتقی یا اسدی بر افقی
یا قمر اندر قمر اندر قمر اندر قمری
۴ساقی این میکدهای نوبت عشرت زدهای
تا همه را مست کنی خرقه مستان ببری
۵مست شدم مست ولی اندککی باخبرم
زین خبرم بازرهان ای که ز من باخبری
۶بیشتر آ پیش که آن شعشعه ی چهره تو
مینهلد تا نگرم که ملکی یا بشری
۷رقص کنان هر قدحی نعره زنان را فرحی
شیشه گران شیشه شکن مانده از شیشه گری
۸جام طرب عام شده عقل و سرانجام شده
از کف حق جام بری به که سرانجام بری
۹سر ز خرد تافتهام عقل دگر یافتهام
عقل جهان یک سری و عقل نهانی دوسری
۱۰راهب آفاق شدم با همگان عاق شدم
از همگان میببرم تا که تو از من نبری
۱۱با غمت آموختهام چشم ز خود دوختهام
در جز تو چون نگرد آنک تو در وی نگری
۱۲داد ده ای عشق ،مرا وز در انصاف درآ
چون ابدا آن توام نی قنقم رهگذری
۱۳من به تو مانم فلکا ساکنم و زیر و زبر
ز آنک مقیمی به نظر روز و شب اندر سفری
۱۴ناظر آنی که تو را دارد منظور جهان
حاضر آنی که از او در سفر و در حضری
۱۵