هم نظری هم خبری هم قمران را قمری
هم شکر اندر شکر اندر شکر اندر شکری
۱هم سوی دولت درجی هم غم ما را فرجی
هم قدحی هم فرحی هم شب ما را سحری
۲هم گل سرخ و سمنی در دل گل طعنه زنی
سوی فلک حمله کنی زهره و مه را ببری
۳چند فلک گشت قمر تا به خودش راه دهی
چند گدازید شکر تا تو بدو درنگری
۴چند جنون کرد خرد در هوس سلسلهای
چند صفت گشت دلم تا تو بر او برگذری
۵آن قدح شاده بده دم مده و باده بده
هین که خروس سحری مانده شد از ناله گری
۶گر به خرابات بتان هر طرفی لاله رخی است
لاله رخا تو ز یکی لاله ستان دگری
۷هم تو جنون را مددی هم تو جمال خردی
تیر بلا از تو رسد هم تو بلا را سپری
۸چونک صلاح دل و دین مجلس دل را شد امین
مادر دولت بکند دختر جان را پدری
۹