جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۱۴ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۷ جلال الدین محمد مولویمی رسد بوی جگر از دو لبممی برآید دودها از یاربم
- رباعی شمارهٔ ۱۶۸۶ جلال الدین محمد مولویاندر دو جهان دلبر و جانم تو بسیزیرا که بهر غمیم فریادرسی
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۹ جلال الدین محمد مولویکافرم ار در دو جهان عشق بود خوشتر از ایندیده ایمان شود ار نوش کند کافر از این
- رباعی شمارهٔ ۱۸۶۹ جلال الدین محمد مولویدر هر دو جهان دلبر و یارم تو بسیزیرا که به هر غمیم فریاد رسی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۶۸ جلال الدین محمد مولویمهمان دو دیده شد خیالت گذریدر دیده وطن ساخت ز نیکو گهری
- غزل شمارهٔ ۲۳۴۰ جلال الدین محمد مولویچنین میزن دو دستک تا سحرگاهکه در رقص است آن دلدار و دلخواه
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۷ جلال الدین محمد مولویخلاصه دو جهان است آن پری چهرهچو او نقاب گشاید فنا شود زهره
- بخش ۹۴ - وداع کردن طوطی خواجه را و پریدن جلال الدین محمد مولوییک دو پندش داد طوطی، بینفاقبعد از آن گفتش: "سلامٌ، الفِراق!"
- رباعی شمارهٔ ۱۸ خیام نیشابوریاین یک دو سه روز نوبت عمر گذشتچون آب به جویبار و چون باد به دشت
- شمارهٔ ۴۲ خیام نیشابوریای خواجه! بدان کین فلکِ بیهُدهْ دوهمچون من و تو، دید بسی کهنه و نو
- رباعی شمارهٔ ۹۸ خیام نیشابورییک نان به دو روز اگر بود حاصل مرداز کوزه شکستهای دمی آبی سرد
- بخش ۲۲ - حکایت خیام نیشابوریگویند بهرام گور روزی پیش نعمان منذر ایستاده بود که پروردگار او بود، بیک کمان دو تیر انداخت و دو مرغ را بدان دو تیر از هوا فرود آورد، نعمان گفت ای پسر تا جهان بوده است نه چون تو تیر انداز بود و نه تا جهان باشد خواهد بود،
