جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۷٬۰۰۰ نتیجه برای «نی» · صفحهٔ ۱٬۴۱۰ از ۲٬۲۵۰
- بخش ۴۱ جامیروزی در فصل بهاران با جمعی از دوستداران به هوای گشت و تماشای صحرا و دشت بیرون رفتیم چون در موضع خرم منزل ساختیم و سفره انداختیم سگی از دور آن را دید، خود را به آنجا رسانید.
- بخش ۱۹ جامی… روی بر آفتاب کردی و گفتی: ای سرگردان مملکت، امروز چون بودی و چون گذرانیدی، هیچ جای بر اندوهگین این حدیث تافتی؟ هیچ جای از زیر و زبر شدگان این واقعه خبر یافتی؟ هم از این جنس می گفتی تا آفتاب فرو شدی.
- بخش ۱۱ جامیزین لاغر اسبکی که همانا نیافته ستجز از عظام جوهر ترکیب او نظام
- بخش ۲ جامیگرچه روزی از کف خواجه ست روزی ده خداستبر سر روزی خوران خوش نیست زو منت نهی
- بخش ۲ - این معدلت نامه ایست متحف به سلاطین که سلاله طین فطرت آدم اند و لهوی را که آخر آن فناست و آن شغل به زخارف دنیاست از دل ایشان بیرون برده اند و صورت عافیت از آن بلا را عاقبت خیر ایشان کرده که حرز خلد ملکهم حاشیه صحیفه روزگار ایشان باد و دعای دام بقائهم دام مرغ اجابت شکار ایشان جامیبعد حمد حق و درود نبینیست پوشیده بر ذکی و غبی
- بخش ۴ جامیبامدادی موبد موبدان با قباد همعنان می رفت مرکب وی به دفع فضلات قوایم خود را از دم تا سم بیالود و تشویر تمام به وی راه یافت در آن اثنا قباد وی را از آداب همرکابی ملوک و همعنانی سلاطین سؤال کرد.
- بخش ۸۰ - اشارة الی بعض بطون قوله تعالی انا عرضناالأمانة علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملهاالانسان انه کان ظلوما جهولا جامیهیچ موجود نیست در عالمکه شناسد حقیقت آدم
- بخش ۱۲۶ - مناجات در انتقال از خود به مطالعه کنندگان جامیور بر آفاق زنی حمله بیمقاف تا قاف شود حلقه میم
- بخش ۱۵ جامیاعرابی تهنیت قدوم کریمی از رؤسای عرب را قصیده ای گفت و بر وی خواند و در آخر گفت:
- بخش ۷۵ - مناجات در انتقال از حال قرب به حیا جامیتا دهد نیر قرب تو ضیادرکشد روی به جلباب حیا
- بخش ۱۵ جامیابوسعید خراز - قدس الله سره - گوید که در اوایل حال ارادت محافظت سر وقت خود می کردم، روزی به بیابانی درآمدم و می رفتم، از قفای من آواز چیزی برآمد دل خود از التفات به آن و چشم خود را از نظر به آن نگاه داشتم.
- بخش ۳۹ - حکایت عاشقی که دفع گمان اغیار را وصف معشوق خود در لباس آفتاب و ماه و غیر آن کردی جامیهر دم از نو داستانی ساختیناشنیده قصه ای پرداختی
