جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳۰ نتیجه برای «لب» با فیلتر وحشی بافقی · صفحهٔ ۱۹ از ۲۰
- بخش ۲۸ - در صفت مرغزاری که شیرین در آنجا آسایش نموده و گفتگوی او با دایه در ستایش حسن خویش وحشی بافقیبه ساغر چهره را میکرد گلگونلبش خندان چو ساغر دل پر از خون
- بخش ۴ - در ستایش حضرت پیغمبر«ص» وحشی بافقیچو شد قلب آزمای آفرینشبه معیاری که دانند اهل بینش
- بخش ۱۴ - حکایت وحشی بافقیلبش را خشک شد سرچشمهٔ نوشبکلی نوشخندش شد فراموش
- بخش ۴ - حکایت وحشی بافقیهر که در این ره به طلب گام زدگشت بقای ابدش نامزد
- رسیدن آن گل نودمیدهٔ چمن رعنایی و سرو تازه رسیدهٔ گلشن زیبایی به مرغزاری که پنجهٔ چنارش شاخ بیداد شکستی و آفتاب بلند پایه در سایه بیدش نشستی وحشی بافقیبیان میکرد هر سو غنچه با گلبه سر گوشی حدیث خون بلبل
- بیان خوابی و اظهار اضطرابی که ناظر را از راز پنهان از بیصبری خبر داده و داغ ناصبوریش بر جگر نهاده و حکایت مفارقت و شکایت مهاجرت وحشی بافقیلباس صبر تا دامن دریدنگریبان چاک هر جانب دویدن
- قصیدهٔ شمارهٔ ۹ - در ستایش شاه طهماسب وحشی بافقیخصم جاهت اگر ز فر همایطالب رفعت مکان باشد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴ - در ستایش بکتاش بیگ حکمران کرمان وحشی بافقیبرآری از نیام قهر شمشیری که در آتشبرآرد غسل هر جان کز لباس تن شود عریان
- بخش ۳ - در راز و نیاز با خداوند وحشی بافقیز ما درکش لباس بت پرستیهم این را سوز و هم زنار هستی
- در ستایش شاه غیاثالدین و شهزادگان وحشی بافقیگر دهد گلبرگ خندانت به گیتی خاصیتور کند تأثیر خاک خرمت در روزگار
- بخش ۳۲ - در اظهار نمودن شیرین محبت خویش را به آن غمین مهجور وحشی بافقیکه تا با تلخ کامیها برآیدمگر شیرین لبی را درخورآید
- بخش ۲۱ - گفتار اندر گفت و شنید غلامان شیرین با فرهاد و بردن او را به نزد شیرین مه جبین وحشی بافقیچنانش مهر غالب شد در آن کامکه ره میخواست طی سازد به یک گام
