جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۷٬۰۰۰ نتیجه برای «نی» · صفحهٔ ۲٬۰۷۶ از ۲٬۲۵۰
- بخش ۳۷ - مناجات جلال الدین محمد مولویای که خاک شوره را تو نان کنیوی که نان مرده را تو جان کنی
- بخش ۸۹ - باز گفتن بازرگان با طوطی آنچ دید از طوطیان هندوستان جلال الدین محمد مولویهر غلامی را بیاورد ارمغانهر کنیزک را ببخشید او نشان
- بخش ۲۲ - به راه کردن شاه یکی را از آن دو غلام و ازین دیگر پرسیدن جلال الدین محمد مولویکاف رحمت گفتمش تصغیر نیستجد گود فرزندکم تحقیر نیست
- بخش ۲۱۲ - ملاقات آن عاشق با صدر جهان جلال الدین محمد مولویآن بخاری نیز خود بر شمع زدگشته بود از عشقش آسان آن کبد
- بخش ۱۳۷ - باز جواب گفتن آن کافر جبری آن سنی را کی باسلامش دعوت میکرد و به ترک اعتقاد جبرش دعوت میکرد و دراز شدن مناظره از طرفین کی مادهٔ اشکال و جواب را نبرد الا عشق حقیقی کی او را پروای آن نماند و ذلک فضل الله یتیه من یشاء جلال الدین محمد مولویزان مهمتر گفتنیها هستمانکه بدان فهم تو به یابد نشان
- بخش ۱۹۵ - گفتن شیطان قریش را کی به جنگ احمد آیید کی من یاریها کنم وقبیلهٔ خود را بیاری خوانم و وقت ملاقات صفین گریختن جلال الدین محمد مولویهمچو شیطان در سپه شد صد یکمخواند افسون که اننی جار لکم
- بخش ۱۰۰ - کشیدن موش مهار شتر را و معجب شدن موش در خود جلال الدین محمد مولویاین توقف چیست؟ حیرانی چرا؟پا بنه، مردانه اندر جو در آ
- سیو سوم جلال الدین محمد مولویرها کن ناز، تا تنها نمانیمکن استیزه، تا عذرا نمانی
- بخش ۱۰۵ - نالیدن ستون حنانه چون برای پیغامبر صلی الله علیه و سلم منبر ساختند کی جماعت انبوه شد گفتند «ما روی مبارک ترا به هنگام وعظ نمیبینیم» و شنیدن رسول و صحابه آن ناله را و سؤال و جواب مصطفی صلی الله علیه و سلم با ستون صریح جلال الدین محمد مولوییا در آن عالم، حقت سروی کند؟تا تر و تازه بمانی تا ابد
- بخش ۷ - خلوت طلبیدن آن ولی از پادشاه جهت دریافتن رنج کنیزک جلال الدین محمد مولویکس ندارد گوش در دِهلیزهاتا بپرسم زین کنیزک چیزها
- بخش ۲ - تمامی حکایت آن عاشق که از عسس گریخت در باغی مجهول خود معشوق را در باغ یافت و عسس را از شادی دعای خیر میکرد و میگفت کی عَسی أَنْ تَکْرَهوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ جلال الدین محمد مولویسایهٔ او را نبود امکان دیدهمچو عنقا وصف او را میشنید
- بخش ۲۶ - داستان آن شخص کی بر در سرایی نیمشب سحوری میزد همسایه او را گفت کی آخر نیمشبست سحر نیست و دیگر آنک درین سرا کسی نیست بهر کی میزنی و جواب گفتن مطرب او را جلال الدین محمد مولوینیمشب میزد سحوری را به جدگفت او را قایلی کای مستمد
