جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳۹۴ نتیجه برای «چند» با فیلتر سایر قالبها · صفحهٔ ۲۲ از ۳۳
- بخش ۷۴ - ذکر شیخ ابوبکر شبلی رحمةالله علیه عطار نیشابوری… مخلوقی مینپسندی که با خلعت تو بیادبی کنند و معلومست که قدر خلعت تو چند بود پادشاه عالم مراخلعتی داده است از دوستی و معرفت خویش که هرگز کی پسندد که من آنرا به خدمت مخلوقی دستمال کنم پس برون آمد و به مجلس خیرنساج شد و و …
- ترجیع بند بیدل دهلویدر تماشاگهِ قِدَم بودیمفارغ از عرضِ چند و چون و چرا
- بخش ۴۲ - ذکر جنید بغدادی قدس اللّه روحه العزیز عطار نیشابوری… الا گرفت و آوازه او به همه عالم رسید و درهرچه او را امتحان کردند هزار چندان بود و در سخن آمد.
- شمارهٔ ۸۶ حافظ شیرازیچندان به سر خاک تو بنشینم و گریمشاید که بهار آید و از خاک در آیی
- حکایت شمارهٔ ۴ سعدی شیرازی… ةٍ، و به حجّت با او بس نیامد؛ سپر بینداخت و برگشت. کسی گفتش: تو را با چندین فضل و ادب که داری، با بیدینی حجّت نماند؟ گفت: علمِ من قرآن است و حدیث و گفتارِ مشایخ و او بدین ها معتقد نیست و نمیشنود؛ مرا شنیدنِ کفرِ او به …
- حکایت شمارهٔ ۷ سعدی شیرازییکی را شنیدم از پیران مربی که مریدی را همیگفت: ای پسر! چندان که تعلق خاطر آدمیزاد به روزیست اگر به روزیده بودی به مقام از ملائکه درگذشتی.
- حکایت شمارهٔ ۱۱ سعدی شیرازیگفت: لا خَیْرَ فیهِمْ مادامَ اَحَدُهُمْ لَطیفاً یَتَخاشَنُ؛ فَاِذا خَشُنَ یَتَلاطَفُ؛ یعنی چندانکه خوب و لطیف و نازکاندام است، درشتی کند و سختی؛ چون سخت و درشت شد چنان که به کاری نیاید، تلطّف کند و درشتی نماند.
- شمارهٔ ۱۸ سعدی شیرازیوقتی دل دوستان به جنگ آزارندچندانکه نه جای آشتی بگذارند
- حکایت شمارهٔ ۱۹ سعدی شیرازیگفت: به حکم آن که هر آن دشمنی را که با وی احسان کنی دوست گردد مگر نفس را که چندان که مدارا بیش کنی مخالفت زیادت کند.
- حکایت شمارهٔ ۲۹ سعدی شیرازیبه دیدارِ مردم شدن عیب نیستولیکن نه چندان که گویند: بس
- شمارهٔ ۳۸ سعدی شیرازیسفله را قوت مده چندانکه مستولی شودگرگ را چندانکه دندان تیزتر خونریزتر
- شمارهٔ ۴۲ سعدی شیرازیچندان کَرَمت نیست که خشنود کنیدرویشی از آن باغ به شفتالودی؟
