جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۷٬۰۰۰ نتیجه برای «نی» · صفحهٔ ۲٬۲۳۶ از ۲٬۲۵۰
- بخش ۸۱ - تمثیل احوال آنهائی که به هر چه توجه پذیرند، رنگ آن گیرند و برای صورت میرند عطار نیشابوریبود دربغداد شیخی نیک رایخلعت عرفان گرفته از خدای
- بخش ۱ - ذکر ابن محمد امام صادق(ع) عطار نیشابوریگفته بودیم که اگر ذکر انبیاء و صحابه و اهل بیت کنیم کتابی جداگانه باید ساخت این کتاب شرح اولیاست که پس از ایشان بودهاند اما به سبب تبرک به صادق ابتدا کنیم که او نیز بعد از ایشان بوده است. و چون از اهل بیت بود و سخن طریق …
- بخش ۳۳ - الحكایة و التمثیل عطار نیشابوریگفت وحیی نیست جز قرآن ولیکدوستان را داد فهمی نیکنیک
- بخش ۷ - حكایت آدم علیه السلام عطار نیشابوریاز یقین نور تجلّی چون بتافتخاک مرده روح روحانی بیافت
- بخش ۵۸ - نشاط کردن اسکندر با کنیزک چینی نظامی گنجویجهان غم نیرزد به شادی گراینه کز بهر غم کردهاند این سرای
- بخش ۱۱۹ - صف نود و پنجم ناصرخسرو قبادیانی… است ، و لکن آنچ عقل اول از آن شرف که یافت بر نفس کلی ببارید بی نهایت نیست ، بل عقل بر نفس افاضتی کرد از جود باری بدان قدرکه نفس بدان توانا گشت و راست نهادن عالم طبیعی تا بدان بیرون آورد مرین شخصهای کونده و تباه شونده را …
- بخش ۱۵ - اندر فرشته و پری و دیو ناصرخسرو قبادیانیفرشته و پری و دیو را بدانستمکه هست و نیز بباید بهست بر، تکرار
- بخش ۱۰ - اندر تعریف «من» ناصرخسرو قبادیانیهمه جهان خود را با «منی» مضاف کنندابر چه او فتد این «من»؟ بگوی وریش مخار
- شمارهٔ ۴ - در مدح سلطان جلال الدین ابو المظفر شروان شاه اخستان خاقانی شروانیاز جنیبت فرو گشاید ساختآینه بر عذار بندد صبح
- شمارهٔ ۷ - در مدح جلال الدین شروان شاه اخستان خاقانی شروانیجام فرعونی خبر ده تا کجاستکاتش موسی عیان بنمود صبح
- شمارهٔ ۱ - در تقریر دیباچه سعدی شیرازی… اری را جلّ جلاله و عمّ نواله که از کمال موجودات در دریای وجود شخص انسانی سفینهای پردفینه پرداخت، و هر چه در اوصاف و اصناف و صور عالم مختلف دنیوی و اخروی تعبیه داشت زبده و خلاصهٔ همه در این سفینه خزینه ساخت، و در این دری …
- حکایت شمارهٔ ۲۷ سعدی شیرازیمشتزنی را حکایت کنند که از دهرِ مخالف به فغان آمده و حلقِ فراخ از دستِ تنگ به جان رسیده، شکایت پیشِ پدر بُرد و اجازت خواست که: عزمِ سفر دارم، مگر به قوَّتِ بازو دامنِ کامی فرا چنگ آرم.
