جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۲۳۹ از ۷۳۸
- غزل شمارهٔ ۲۷۱۱ جلال الدین محمد مولویخدایا چشم بد را دور گردانخداوندا نگه دار از جدایی
- غزل شمارهٔ ۲۷۱۳ جلال الدین محمد مولویچو نان خواهان گهی اندر سؤالیچو رنجوران گهی اندر جوابی
- غزل شمارهٔ ۲۷۵۲ جلال الدین محمد مولویآن دم که به طوف خود بطوفیوآنگه که به خانه هم به طوفی
- غزل شمارهٔ ۲۷۶۱ جلال الدین محمد مولویتا چشم تو این بود چه بینیدر بتگه نفس نقش مانی
- غزل شمارهٔ ۲۷۶۹ جلال الدین محمد مولویجز دشت عدم قرارگه نیستچون نیست وجود را وفایی
- غزل شمارهٔ ۲۷۷۰ جلال الدین محمد مولویدوزخ بنگر که سر برآوردناگه ز میان شادمانی
- غزل شمارهٔ ۲۷۸۳ جلال الدین محمد مولویبی گهان در پیش کردی روحهای پاک راای صحابه عشق را چون مصطفی شاد آمدی
- غزل شمارهٔ ۲۷۸۸ جلال الدین محمد مولوینقش تو نادیده و یک یک حکایت میکندچون مسیح از نور مریم روح در گهوارهای
- غزل شمارهٔ ۲۷۹۶ جلال الدین محمد مولویدر دو عالم قاعده نیش است وآنگه ذوق نوشتو ورای هر دو عالم نوش بینیش آمدی
- غزل شمارهٔ ۲۷۹۹ جلال الدین محمد مولویبیگهان شد بهر رفتن سوی روزن ننگریآتشی اندرزنی از سوی مه در مشتری
- غزل شمارهٔ ۲۸۰۴ جلال الدین محمد مولویاول از دست فراقت عاشقان را تی کنیوآنگه اندر پوستشان تا سر همه در زر کنی
- غزل شمارهٔ ۲۸۱۵ جلال الدین محمد مولویهله ای عشق برافشان گهر خویش بر اخترکه همه اختر و ماهند و تو خورشیدمثالی
