جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۲۷۴ از ۱٬۱۳۷
- رباعی شمارهٔ ۱۰۰۰ جلال الدین محمد مولویور زانکه برای خود نباشد دلکشزنهار مرا ندیدهای دم درکش
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۱ جلال الدین محمد مولویجان من اول که بدیدم تو راجان من از جان تو چیزی شنود
- رباعی شمارهٔ ۱۰۰۳ جلال الدین محمد مولویتا روی چو آتشت بدیدم چو سپندمیسوزم و میسوزم و می سوزم خوش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۲۳ جلال الدین محمد مولویبر جان و دل و دیده سواری همه خوشواندر دل و جان هرچه بکاری همه خوش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۳۱ جلال الدین محمد مولویچون رنگ بدزدید گل از رخسارشآویخت صبا چو رهزنان بردارش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۳۳ جلال الدین محمد مولویآن نیز فراموش نگردد ما راای بوده عزیزتر از دیده و گوش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۳۴ جلال الدین محمد مولویدر انجمنی نشسته دیدم دوششنتوانستم گرفت در آغوشش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۳۸ جلال الدین محمد مولویدیدار ترا چشم همی دارد چشمآواز ترا گوش همی دارد گوش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۳۹ جلال الدین محمد مولویرفت آنکه نبود کس به خوبی یارشبیآنکه دلم سیر شد از دیدارش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۴۱ جلال الدین محمد مولویسوگند بدان دم که مرا میدیدندپیمانه به دستی و به دستی دستش
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۲ جلال الدین محمد مولوینوریست میان شعر احمراز دیده و وهم و روح برتر
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۴ جلال الدین محمد مولویدیده بینای مطلق در میان خلق و حقاز همه خلقش گزیر و بر همه فرمان گزار
