جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۲۷۷ از ۱٬۱۳۷
- رباعی شمارهٔ ۱۲۰۷ جلال الدین محمد مولویچندانکه به کار خود فرو میبینمبیدیدهگی خویش نکو میبینم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۰۸ جلال الدین محمد مولویبسیار گریستیم و هجران خندیدوقت است که او بگرید و ما خندیم
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۹ جلال الدین محمد مولویدانه شیرین بود اکرام شاهدانه دیدی آن زمان از دام ترس
- رباعی شمارهٔ ۱۲۱۶ جلال الدین محمد مولویدر باغ شدم صبوح و گل میچیدموز دیدن باغبان همی ترسیدم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۱۷ جلال الدین محمد مولویای دیده نمیخواب من بندهٔ آنکدر خواب بدانست که من در خوابم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۲۰ جلال الدین محمد مولویدر چشمهٔ دل مهی بدیدیم به چشمز آن چشمه بسی آب کشیدیم به چشم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۲۵ جلال الدین محمد مولویدر کوی خرابات نگاری دیدمعشقش به هزار جان و دل بخریدم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۳۳ جلال الدین محمد مولویگفتم مخراشش که از آن روز که زاداز قبلهٔ روی تو نگردید رخم
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۷ جلال الدین محمد مولویچو آن سلطان بیچون را بدیدیغنی گشتی رهیدی از کم و بیش
- رباعی شمارهٔ ۱۲۴۰ جلال الدین محمد مولوینی خود چو تو رفتی ز پی ات دیده برفتچون دیده برفت بعد از او چون گریم
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۲ جلال الدین محمد مولویای دیده جهان و جان ندیدهجانست جهان تو یک نفس باش
- رباعی شمارهٔ ۱۲۴۲ جلال الدین محمد مولویدیدم ز خرابات تو عالم معمورمعمور خرابات از آن می کردم
