گر لاش نمود راه قلاش
ای هر دو جهان غلام آن لاش
۱ای دیده جهان و جان ندیده
جانست جهان تو یک نفس باش
۲گردیست جهان و اندر این گرد
جاروب نهان شدست و فراش
۳این مشعله از کجاست بینی
آن روز که بشکنی چو خشخاش
۴عشقی که نهان و آشکارست
خون ریز و ستمگرست و اوباش
۵چون کشته شوی در او بمانی
من مات من الهوی فقد عاش
۶عشقست نه زر نهان نماند
العاشق کل سره فاش
۷لا حسن یلد حیث لا عشق
شاباش زهی جمال شاباش
۸