غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۴۱ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ما نعره به شب زنیم و خاموش

تا درنرود درون هر گوش

۱

تا بو نبرد دماغ هر خام

بر دیگ وفا نهیم سرپوش

۲

بخلی نبود ولی نشاید

این شهره گلاب و خانه موش

۳

شب آمد و جوش خلق بنشست

برخیز کز آن ماست سرجوش

۴

امشب ز تو قدر یافت و عزت

بر دوش ز کبر می‌زند دوش

۵

یک چند سماع گوش کردیم

بردار سماع جان بی‌هوش

۶

ای تن دهنت پر از شکر شد

پیشت گله نیست هیچ مخروش

۷

ای چنبر دف رسن گسستی

با چرخه و دلو و چاه کم کوش

۸

چون گشت شکار شیر جانی

بیزار شد از شکار خرگوش

۹

خرگوش که صورتند بی‌جان

گرمابه پر از نگار منقوش

۱۰

با نفس حدیث روح کم گوی

وز ناقه مرده شیر کم دوش

۱۱

از شر بگریز یار شب باش

کاندر سر شب نهند شب پوش

۱۲

تا صبح وصال دررسیدن

درکش شب تیره را در آغوش

۱۳

از یاد لقای یار بی‌خواب

از خواب شدستمان فراموش

۱۴

شب چتر سیاه دان و با وی

نعره دهلست و بانک چاووش

۱۵

این فتنه به هر دمی فزونست

امشب بترست عشق از دوش

۱۶

شب چیست نقاب روی مقصود

کای رحمت و آفرین بر آن روش

۱۷

هین طبلک شب روان فروکوب

زیرا که سوار شد سیاووش

۱۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـوش۱۸ از ۱۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. خاموشگوش
  2. خامسرپوش
  3. نشایدموش
  4. بنشستسرجوش
  5. عزتدوش
  6. کردیمبی‌هوش
  7. شدمخروش
  8. گسستیکوش
  9. جانیخرگوش
  10. بی‌جانمنقوش
  11. گویدوش
  12. باشپوش
  13. دررسیدنآغوش
  14. بی‌خوابفراموش

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.