جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳۴۴ نتیجه برای «آمد» با فیلتر ناصرخسرو · صفحهٔ ۳ از ۲۹
- بخش ۶ - قول پنجم- اندر جسم و اقسام او ناصرخسرو قبادیانیواجب آمد سپس از قول اندر حواس ظاهر و باطن، سخن گفتن اندر جسم، از بهر آنکه آنچه مر او را نفس به حواس ظاهر یابد همه جسم است، هر چند گروهی از مردمان همی چنان ظن برند که چیزها از محسوسات نه جسم است، چو رنگ و بوی و نور و جز آ …
- بخش ۸ - قول هفتم- اندر نفس ناصرخسرو قبادیانی(سخن سپس از قول اندر حرکت، اندر نفس واجب آمد گفتن، از بهر آنکه حرکت اندر جسم طبیعی و اندر جسم نفسانی پیداست و به قولی که اندر حرکت گفتیم، ظاهر کردیم که مر جسم را به ذات خویش حرکت نیست، پس واجب شد که ظاهر کنیم که نفس جوهر …
- بخش ۱۵ - قول چهاردهم- اندر اثبات صانع ناصرخسرو قبادیانی… سخن اندر حدث عالم به قدر کفایت گفته شد، قول اندر اثبات صانع حکیم واجب آمد گفتن. و هر چند که اندر بیان حدث عالم، ایجاب صانع مر عقلا را ظاهر کردیم، خواهیم که قولی شافی اندر اثبات صانع بگوییم به تصریح، تا چو خردمندان بر این …
- بخش ۹ - اندر قول هشتم- اندر هیولی ناصرخسرو قبادیانی… س راست و پذیرنده صنعت هیولی است، سخن سپس از اثبات نفس بر هیولی (واجب) آمد گفتن. و هیولی نخستین آن است که مر صورت های نخستین را که آن طول و عرض و عمق است، او برگرفته (است.) و گروهی از حکما گفته اند که هیولی جوهری قدیم است …
- بخش ۱۹ - قول هشدهم- اندر لذات و اثبات آن ناصرخسرو قبادیانیبر این جایگه از این (کتاب) واجب آمد اندر شرح لذت سخن گفتن، از بهر آنکه لذت مطلق از کتاب های الهی است که بر صحیفه نفس مطلق نبشته است. و معنی لذت مطلق و نفس مطلق اندر قول ما آن است که درجات لذات بر حسب درجات نفوس است، اعنی …
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴۴ ناصرخسرو قبادیانیدر بال عقاب آمد آن تیر جگردوزوز ابر مر او را به سوی خاک فرو خواست
- بخش ۱۲ - قطران تبریزی ناصرخسرو قبادیانیپیش من آمد، دیوان منجیک و دیوان دقیقی بیاورد و پیش من بخواند و هر معنی که او را مشکل بود از من پرسید. با او بگفتم و شرح آن بنوشت و اشعار خود بر من بخواند.
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۴ ناصرخسرو قبادیانیبدخو عقاب کوته عمر آمدکرگس دراز عمر ز خوش خوئی
- بخش ۹۳ - لردگان و لنجان ناصرخسرو قبادیانی… د میگفتند و آن جا آبی عظیم دیدیم که از دست راست ما از سوراخ بیرون میآمد و از جایی بلند فرو میدوید و عوام میگفتند این آب به تابستان مدام میآید و چون زمستان شود باز ایستد و یخ بندد، و به لوردغان رسیدیم که از ارجان تا …
- بخش ۱۷ - قرول و مرد عرب شصت ساله ناصرخسرو قبادیانیجوانمردی ما را به خانه خود مهمان کرد. چون در خانه ی وی در آمدیم عربی بدوی در آمد، نزدیک من آمد، شصت ساله بوده باشد، و گفت قران به من آموز. «قل اعوذ برب الناس» او را تلقین میکردم و او با من میخواند. چون من گفتم «من الجن …
- بخش ۳۸ - قاهره ناصرخسرو قبادیانی… خ آب را که ما در آن میرفتیم رومش میگفتند و همچنین کشتی از روی آب میآمد تا به شهری رسیدیم که آن را صالحیه میگفتند و این روستای پرنعمت و خواربار است و کشتی بسیار میسازند و هر یک را دویست خروار بار میکنند و به مصر می …
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴۹ ناصرخسرو قبادیانیاین جهان مسلخ گرمابهٔ مرگ آمدهر چه داری بنهی پاک در این مسلخ
