جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۳۱۳ از ۱٬۰۳۳
- رباعی شمارهٔ ۱۶۱۸ جلال الدین محمد مولویتا روی تورا بدیدم ای بت ناآگاهسرگشته شدم ز عشق گم کردم راه
- رباعی شمارهٔ ۱۶۲۶ جلال الدین محمد مولویدی از سر سودای تو من شوریدهرفتم به چمن جامه چو گل بدریده
- رباعی شمارهٔ ۱۶۲۷ جلال الدین محمد مولویجرمی کردم مگر که من مست بدمآب تو بخوردم و شکستم کوزه
- رباعی شمارهٔ ۱۶۳۲ جلال الدین محمد مولویصوفی باید که صاف دارد سینهانصاف بده صوفی و آنگه کینه
- رباعی شمارهٔ ۱۶۴۰ جلال الدین محمد مولویما را می کهنه باید و دیرینهوز روز ازل تا بابد سیری نه
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۱ جلال الدین محمد مولوینفخ صور منی و محشر من پس چه کنممرده و زنده بدان جا که توی آن جایم
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۷ جلال الدین محمد مولویروز شادی است بیا تا همگان یار شویمدست با هم بدهیم و بر دلدار شویم
- رباعی شمارهٔ ۱۶۵۲ جلال الدین محمد مولوییارب تو یکی یار جفاکارش دهیک دلبرِ بدخویِ جگرخوارش ده
- رباعی شمارهٔ ۱۶۵۳ جلال الدین محمد مولویمیرفت و همی گفت زهی سودائیدولت بدر آمده است و در نگشائی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۵۴ جلال الدین محمد مولویآن چیز که هست در سبد میدانیاز سِرّ سبد تا به ابد میدانی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۶۲ جلال الدین محمد مولویبر ما مپسند هجر و دشمن کامیکاخر به تو باز گردد این بدنامی
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۴ جلال الدین محمد مولویعقل و جان آن جا کند رقص الجملکو بدرد پرده شادی و غم
