جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۱۱۳ نتیجه برای «درد» · صفحهٔ ۳۲۹ از ۵۱۰
- بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده نظامی گنجویگر بنده نظامی از سر درددر نظم دعا دلیرییی کرد
- شمارهٔ ۳ جامیبه سر سینه سلمان و درد بودردابه نور جان صهیب و ندای صبح بلال
- بخش ۲۵ - خردنامه بقراط جامیبدانست کان رنج و درد از دل استتنش لاغر و چهره زرد از دل است
- بخش ۳۴ - شنیدن خلیفه آوازه مجنون را در عشقبازی و شعرپردازی و طلب داشتن وی جامیمصرع مصرع ازان چو درهاآمد شد درد را گذرها
- بخش ۷۲ - شکایت از فلک پر نکایت که اژدهاوار گرد عالمیان حلقه کرده و همه را به دایره تصرف خود درآورده بر یکی زخم زند و بر دیگری زهر افکند نه هیچ از دست رفته را با وی دست ستیز و نه هیچ از پای افتاده را از وی پای گریز جامیهزاران با هزاران نغمه دردکه خوش آن کو غم این باغ کم خورد
- بخش ۴۲ - رسانیدن قاصد نامه لیلی را به مجنون و خواندن وی آن نامه را جامیلیلی گفتا که در چه کار استگفتا که ز درد عشق زار است
- بخش ۵۳ - ظاهر شدن علامات وفات بر اسکندر و مکتوب نوشتن وی به سوی مادر جامیننالد ز رنج و نموید ز دردنمالد به خاک سیه روی زرد
- بخش ۴۷ - پوست پوشیدن مجنون و به میان گوسفندان لیلی درآمدن و به حوالی خیمه گاه وی رفتن جامیصد قصه به آه و ناله گفتنددرد دل چند ساله گفتند
- شمارهٔ ۸۲ - این قصیدهٔ به نام کنز الرکاز است و خاقانی آن را در ستایش پیغمبر اکرم و در جوار تربت مقدس آن حضرت سروده است خاقانی شروانیکوس را دل نی و دردی نه، چرا نالد زارنالهٔ زار ز درد دل دروا شنوند
- بخش ۳۲ - در اظهار نمودن شیرین محبت خویش را به آن غمین مهجور وحشی بافقیچه درد است این که در دل گشته انبوهدلست این دل نه هامون است و نه کوه
- مناجات جلال الدین محمد مولویدل کیست کو حدیث خود و درد خود کندپیدا بود که جنبش دل تا کجا رسد!
- بخش ۱۳۹ - نمودن جبرئیل علیه السّلام خود را به مصطفی صلیالله علیه و سلّم به صورت خویش و از هفتصد پر او چون یک پر ظاهر شد افق را بگرفت و آفتاب محجوب شد با همهٔ شعاعش جلال الدین محمد مولویهمچو رنجوری و همچون خواب و دردجان ازین اوصاف باشد پاک و فرد
