جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۳۳۲ نتیجه برای «چند» · صفحهٔ ۳۶۳ از ۶۱۱
- ترجیع بند سعدی شیرازیاین جور که میبریم، تا کی؟وین صبر که میکنیم، تا چند؟
- بخش ۱ - بسم اللّه الرحمن الرحیم عطار نیشابوریوجودی بی نهایت سایه انداختنزول سایه چندین مایه انداخت
- بخش ۹۲ - ذکر ابوالقاسم نصر آبادی رحمة الله عطار نیشابوری… ده بیهمتا بود و درمکه مجاور بود او را از مکه بیرون کردند از سبب آنکه چندان شوق و محبت و حیرت برو غالب شده بود که یک روز زناری در میان بسته بود ودر آتشگاه گبران طواف میکرد گفتند آخر این چه حالتست گفت: در کار خویش کالیوه …
- بخش ۲۶ - ذکر حاتم اصم قدس الله روحه عطار نیشابورییکی گفت: فلان کس چندین غزا کرده است.
- بخش ۲۴ - رسیدن گل و هرمز در باغ و سرود گفتن با رباب عطار نیشابوریازان مجلس چو دوری چند برگشتفلک در دور ازان خوشی بسر گشت
- بخش ۲۶ - کشتن سرهنگان دارا را نظامی گنجویتنومند را قدر چندان بودکه در خانه کالبد جان بود
- بخش ۲۵ - اندر پدید آمدن انواع از شخص ناصرخسرو قبادیانی… ایق منطق را جوید (داند) که قوام نوع بشخص است، و قوام جنس بنوع است، هر چند شخصاندر نوع است و نوعاندر جنس است، همچنانک قوام کل بجزوست، هرچند جزواندر کل است. نبینی که اگر جزو نباشد کل نباشد، و اگر کل نباشد جزو باشد، و اگ …
- بخش ۳۲ - بیت المقدس ناصرخسرو قبادیانی… ها بسیار است در زمین بریده چه مسجد به یک بار بر سر سنگ است چنان که هر چند باران ببارد هیچ آب بدان فرود آید، و و حوضهای سنگین در زیر ناودانها نهاده سوراخی در زیر آن که آب از آن سوراخ به مجری رود و به حوض رسد ملوث ناشده …
- بخش ۳ ابوالقاسم فردوسیز پهلو همه موبدانرا بخواندسخنهای بایسته چندی براند
- خیام شاعر خیام نیشابوری… یدهٔ فلسفی مهمی چگونه ممکن است در قالب یک رباعی بگنجد و چگونه میتوان چند رباعی گفت که از هر کدام یک فکر و فلسفه مستقل مشاهده بشود و در عین حال با هم همآهنگ باشد. این کشش و دلربایی فکر خیام است که ترانههای او را در دنیا …
- بخش ۲۵ - خواستگاری شاه اصفهان از گل عطار نیشابوریخوشی چندانکه گویی بیش بایدهمه عالم برای خویش باید
- بخش ۱۵ - ذکر سفیان ثوری قدس الله روحه عطار نیشابوریچنانکه نقل است که یک روز مادرش بر بام رفته بود و از بام همسایه انگشتی ترشی در دهان کرد. چندان سر برشکم مادر زد که مادر را در خاطر آمد تا برفت و حلالی خواست.
